موضوع «پائیز با شکوه تئاتر» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

«ترور» که اجرا شد گفتیم چه خوب که میشود در نمایشهای مذهبی هم
دخلوتصرف کرد برای آنکه آن قالبهای جاافتاده بسیار پوسیده و غیرکارآمد
است که اگر بود الان نسبت به تئاتر برابریهایی داشت و حتی با توجه به
حمایتها و سوگلیبودنش میتوانست بیشتر هم ابراز وجود کند اما
متأسفانه کمتر پیش میآید که خود تماشاگران به سراغ تئاتر مذهبی بروند
و اصطلاحا این نوع نمایشها به شکل اتوبوسی از سوی ارگانها و نهادهای
دولتی لبریز میشوند، درحالیکه این نوع نمایش هم باید در مواجهه با مردم
خودی نشان دهد. ترور سرآغاز این خودنمایی مستقل و آزاد است. با آنکه
حمایت از ترور وجود دارد اما گروه هنرمندان فرمایشی کار نکردهاند بلکه با
نگاه مستقل بهدنبال بیان تازه و خلاقهای از یک اتفاق نو بودهاند و این دقیقا
جایش بسیار خالی بوده است. علاوه بر ترور نمایش اریحا به نویسندگی
ناصر حبیبیان (برگرفته از نمایشی از میلاد اکبرنژاد) و با کارگردانی سهراب
سلیمی در قم دربردارنده چنین شکوه و جلالی است. سلیمی هم به
بدیعترین شکل ممکن توانسته در تئاتر مذهبی نگره نو و اتفاق تازهای را
تزریق کند. او هم به حُر و تردیدهایش در مواجهه با دو نیروی خیر (امام
حسین(ع)) و شر (یزید) میپردازد اما او توانسته راه سومی را به ما
نمایان کند. اینبار حُر عاشق میشود و راه کج میکند که اریحا،
همسرش، را بیابد. اریحایی که چون سرزمین گمشده یا بهشت موعود
مینماید و خاورمیانهای که پتانسیل چنین رؤیا و آرمانی را دارد قرنهاست
که به میدان جدل و جنگ تبدیل شده است. این همان معنای ژرف و
کارسازی است که ما را در مذهب با عشق به بیداری میخواند. مفهوم
حقیقی مذهب هم همواره همین بوده و متأسفانه آشوبگران هستند
که زایشگاه سه دین بزرگ ابراهیمی را به چالشگاه اتفاقات تلخ و تراژیک
تبدیل کردهاند و تازگی تفکر حبیبیان و سلیمی است که این نکته را بر ما
گوشزد میکند که اینگونه هم میشود تئاتر مذهبی کار کرد.
.jpg/4)

سلیمی توانسته حدود ٣٠ نفر را به مدت سهماه آموزش بدهد و آنها
را طوری هماهنگ کند که در یک نمایش با فضاسازی پر از تصویر و
القاگری اندیشه در ترکیبهای تصویری حضور پررنگی داشته باشند.
گروه هم در هماهنگی و ارائه حرکت موفق است. متأسفانه در شبهای
آغازین کار را دیدم و تمرکز گروه هنوز بر درست راهرفتن و انجام هماهنگی
های لازم بود و هنوز آن تمرکز بر درون و خودباوری و ارائه انرژی مضاعف
نمایان نبود. ایمان دارم که اگر چنین شود که خواهد شد، اجرائی تکاندهنده
از اریحا را خواهیم دید.

سلیمی در بهکارگرفتن طراحی صحنه (روحالله امامی)، طراحی لباس
(هدی فرهنگ) و نور (سهراب سلیمی) توانسته هماهنگی و خلاقیت
ویژهای را صرف نمایش اریحا کند. به این دلیل که بتواند ما را با تئاتری
تصویری همچون علی رفیعی و حمیدرضا نعیمی مواجه گرداند؛ تئاتری که
سختتر مینماید اما بودنش ضروریتر است برای آنکه بشود به بیان غیر
مستقیم در تئاتر دامن زد. البته نمیشود انواع تئاتر را انکار کرد اما بودن
چنین جریانی به دلیل کمرنگبودن حضورش ما را با یک نگاه جهشی برای
جبران عقبماندگیهایمان در تئاتر روبهرو میکند.

لباسها ساده و چندتکهاند و با یک نشانه سرخ و سبز قلمرو اولیا و
اشقیا را چون تعزیه بر ما نمایان خواهند کرد. یعنی در این فضای مدرن
هنوز عناصر سنتی نمایش ایرانی هم حضور پررنگی خواهند داشت.
دکور حالت چرخان دارد و میتواند حرکتهای چندگانه را انجام دهد که
ما با تنوع تصویری و حرکتی روبهرو باشیم. فقط کافی است بازیگران این
دایرهها را به سویههای دلخواه بگردانند. نور هم حد و مرز سبز و سرخ و
زرد را میپیماید که بتواند بر فضاسازی آشکاری دلالت کند. بنابراین عناصر
دیداری حضور پررنگ و مؤثری خواهند داشت. موسیقی (مهدی نادری)
هم عنصر برجستهای در انجام حرکات و بیان کار است بنابراین با اجرائی
موزیکال، باشکوه و حماسی مواجه خواهیم شد که در آن وجوه عاشقانه
هم حضور دارند و میتوانند فضا را بهگونهای متفاوت و نو سمتوسو دهند.
هرچند که آوازخوانی گروهی نیازمند توجه بیشتر بازیگران است که با صلابت
و رهایی صدا بر این حضور در صحنه دلالت کنند.
برچسب:
نویسنده: بردیا باقری